آتشبس غزه قرار بود به جنگ پایان دهد، اما حملات ادامه دارد و سازوکار مؤثری برای مجازات نقض آن وجود ندارد. در این میان، واشنگتن همزمان نقش میانجی، ناظر و تأمینکننده تسلیحات اسرائیل را بر عهده گرفته است؛ تناقضی که آتشبس را تهی کرده است.
آتشبسی که جنگ را متوقف نکرد
آتشبس ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ با وعده پایان جنگ و حمایت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آغاز شد؛ اما آنچه در غزه رخ داده بیشتر شبیه تغییر شکل جنگ است تا پایان آن. بر اساس دادههای ارائهشده در گزارش سازمان ملل، تنها از آغاز آتشبس تا اواسط آوریل ۲۰۲۶، اسرائیل ۱۱۰۹ بار غزه را بمباران و گلولهباران کرده، در ۹۲۱ مورد به سوی غیرنظامیان تیراندازی شده و ۲۷۳ بار اموال تخریب شده است. تا اواخر تابستان نیز بیش از هزار فلسطینی از زمان آغاز آتشبس کشته شده بودند.
بنابراین مسئله فقط تعداد حملات نیست؛ مسئله ساختاری است که اجازه میدهد آتشبس نقض شود، بدون آنکه نقضکننده با هزینهای واقعی مواجه شود.
واشنگتن؛ میانجی یا داورِ همسو با یک طرف؟
مرکز هماهنگی غیرنظامی-نظامی آمریکا (CMCC) در «کریات گت» قرار بود اجرای آتشبس را زیر نظر بگیرد. حدود ۲۰۰ نیروی آمریکایی در این مرکز مستقر شدند و مأموریت آن نظارت بر اجرای توافق و هماهنگی کمکهای بشردوستانه تعریف شد. خود سنتکام نیز تأیید کرده است که این مرکز برای نظارت بر آتشبس ایجاد شده است.
اما تناقض از همینجا آغاز میشود؛ واشنگتن همزمان مهمترین حامی نظامی و دیپلماتیک اسرائیل و ناظر بر اجرای توافق است. در چنین شرایطی، مفهوم «داوری بیطرفانه» از اساس زیر سؤال میرود.
«توبی کدمن»، وکیل بینالمللی، در گفتوگو با الجزیره در ژوئن ۲۰۲۶، صراحتاً گفت: «هیچ داور بیطرفی وجود ندارد که اختیار داشته باشد به شکلی الزامآور تعیین کند چه کسی آتشبس را نقض کرده است.»
این خلأ حقوقی، دست اسرائیل را برای توصیف حملات به عنوان «پاسخ به تهدید قریبالوقوع» باز میگذارد؛ همان منطقی که میتواند کشتهشدن غیرنظامیان را نیز در قالب «خسارت جانبی» توجیه کند.
سلاح و وتو؛ پشتوانهای برای ادامه جنگ
تناقض آمریکا تنها به سازوکار نظارت محدود نمیشود. واشنگتن از یک سو از آتشبس حمایت میکند و از سوی دیگر، به جریان تسلیحات و حمایت سیاسی از اسرائیل ادامه میدهد.
در سطح دیپلماتیک نیز آمریکا بارها از حق وتوی خود در شورای امنیت برای جلوگیری از قطعنامههای مرتبط با توقف جنگ استفاده کرده و با تلاشها برای پاسخگو کردن مقامهای اسرائیلی در نهادهای قضایی بینالمللی مخالفت کرده است.
در چنین شرایطی، «آتشبس» بدون اهرم فشار بر ناقض آن، بیشتر یک توافق سیاسی برای مدیریت افکار عمومی است تا سازوکاری برای پایان دادن به خشونت.
جنگی آرامتر؛ اما همچنان جنگ
یکی از مهمترین نکات، تغییر شکل جنگ است. حملات کوچکتر و پراکندهتر شدهاند، اما متوقف نشدهاند. ارتش اسرائیل خود از ۱۶ «پاسخ» به نقضهای ادعایی آتشبس بین ۳۱ ژوئیه و ۱۸ اوت سخن گفته است.
این شکل از جنگ برای واشنگتن و تلآویو هزینه سیاسی کمتری دارد. روزانه کشتهشدن چند غیرنظامی، در قالب خبرهای کوتاه، بسیار کمتر از تصاویر ویرانی گسترده یک عملیات تمامعیار افکار عمومی غرب را تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، آتشبس عملاً به نوعی مدیریت سیاسی جنگ تبدیل شده است؛ جنگ از بین نرفته، بلکه کمصداتر شده است.
حتی «نیکولای ملادنوف»، نماینده دولت ترامپ در پرونده آتشبس، اذعان کرده که حملات همچنان فلسطینیها را میکشد و مردم غزه «نمیتوانند احساس کنند که درگیری در حال پایان یافتن است».
در نهایت، مسئله غزه کمبود طرح صلح نیست؛ کمبود ضمانت اجرای صلح است. آتشبسی که برای نقض آن هزینهای وجود ندارد، از نظر عملی آتشبس نیست. و تا زمانی که واشنگتن میان نقش میانجی و نقش حامی نظامی اسرائیل مرزی واقعی ایجاد نکند، وعده صلح در غزه میتواند همچنان زیر صدای بمبها گم شود.





نظر شما